تبليغاتX
Connect News

Connect News

تازه ترین خبرهای فرهنگ و هنر

شبی سفید در تورنتو

جشن تورنتو
"Nuit Blanche" به معنی شب سفید است
همین که خورشید در شهر تورنتو در روز شنبه سی سپتامبر غروب کرد، ‌جشن بزرگ "Nuit Blanche" آغاز شد و تا طلوع خورشید در اول اکتبر ادامه پیدا کرد.

"Nuit Blanche" به معنی شب سفید است و در اصطلاح به وقتی اطلاق می شود که سپیده صبح به طلوع خورشید ختم می شود و اشاره به شب زنده داری دارد.

این جشن بزرگترین و وسیع ترین جشن هنری در تاریخ کاناداست و کمکی است که هنرمندان به پویایی شهر و زندگی مدنی در تورنتو می کنند. ایده جشن شب سفید،‌ قبل از این در لندن، رم، ‌پاریس و مادرید پیاده شده است اما در تورنتو این جشن برای اولین بار برگزار می شد.

شب سفید تورنتو شامل برنامه های متعدد و منحصر به فردی بود. کل این برنامه قسمتی از پروژه شانزده ماهه ایست که برای ترویج فرهنگ در زندگی در تورنتو ترتیب داده شده است.

شهردار تورنتو، دیوید میلر، در روز سی ام سپتامبر از مردم تورنتو دعوت کرد که تمام شب بیدار بمانند و یکی از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی تورنتو را با یکدیگر جشن بگیرند.

جشن بزرگ، از شام تا بام

ساعات اولیه این جشن نگران کننده بود چرا که در تورنتویی که بنا بود مهمان شب زنده داران در خیابان باشد، ناگهان بارانی شروع شد که می توانست باعث هدر رفتن همه زحمات برگزار کنندگانِ برنامه باشد اما خوشبختانه این باران در ساعت اولیه شب پایان گرفت.

در این جشن صدها موزه و گالری های درهای خود را برای اجرای برنامه های رایگان برای عموم باز کردند

در این جشن صدها موزه و گالری های مختلف و موسسات فرهنگی اطراف تورنتو درهای خود را برای اجرای برنامه های رایگان برای عموم باز کردند. ساکنان تورنتو و یا بازدیدکنندگان از این شهر می توانستند وارد اماکنی شوند که تا به حال شبها وارد آن نشده بودند. همه اماکن عمومی حتی استخرها، کلیساها و کتابخانه ها هم در تمام طول شب باز بودند.

خوشی بی خواب ها

این جشن به سه بخش اصلی تقسیم شده بود. بخش اول بیشتر در محله انکس تورنتو‌ یعنی اطراف دانشگاه تورنتو، موزه رویال انتاریو و محله یورک ویل برگزار شد.

در این بخش کلیسای بزرگ خیابان بلور به عنوان ساختمانی تاریخی باز بود و داوطلبان این جشن در بیرون دست می زدند و آواز می خواندند و مردم را به درون کلیسا دعوت می کردند.

موزه گاردینر، موزه دائمی آثار سرامیک، که به تازگی در تورنتو گشوده شده است و با پذیرایی از مردم در تمام شب این امکان ر برای کسانی که تا به حال موفق به دیدن این موزه نشده اند، فراهم آورد تا سری به درون موزه بزنند.

Photo Credit: Jill Krauskopf
هنرمند ژاپنی خانم فوجیکو ناکایا با مه مجسمه هایی درست کرد

در "گذر فلاسفه" ( Philosopher's walk) .واقع در دانشگاه تورنتو، هنرمند ژاپنی خانم فوجیکو ناکایا مجسمه های مخصوص خود را تحت عنوان مه به منظرعموم گذاشته بود. این هنرمند که ساکن توکیو است به مه علاقه زیادی دارد و مجسمه هایی که به مناسبت شب سفید ارائه داد در اصل ایجاد مه مصنوعی بود و تقاضا از رهگذران که از مه هایی که درست کرده عبور کنند . فوجیکو مه می کرد و وقتی مه به اندازه کافی غلیظ می شد رهگذران اجازه داشتند که از آن عبور کنند. به گفته هنرمند این امر افراد رابا طبیعت آشتی می دهد.

بخش دوم در محدوده خیابان های McCaul و University صورت گرفت. این منطقه تعداد زیادی استخر شنای عمومی، پارک و مکان های عمومی و کتابخانه و موزه را در خود جای داده است. همچنین مراکز مهم هنری مانند دانشکده هنر و گالری هنر انتاریو و سینماتک انتاریو هم در این محدوده قرار دارند. در هرکدام از این ساختمانها هنرمندانی نمایش عمومی داشتند.
در بسیاری از محله ها، بر روی دیوار فیلمهایی پخش می شد

بخش سوم در خیابان کویین غربی که رهنرمندانه ترین قسمت تورنتو است، بیش از بقیه مناطق جوانان را به خود جذب می کند، برگزار شد استقبال از این بخش مخصوصا در بین جوانان بی نظیر بود. جیمی انجل مدیر گالری انجل در خیابان کویین غربی می گفت اینقدر هجوم جمعیت به گالری من زیاد بود، که کم کم داشتم نگران آثار هنری گالری می شدم.

در کنار هتل قدیمی در خیابان کویین صف طولانی از جوانهایی بودکه دوست داشتند وارد شوند اما چون از قبل جا رزرو نکرده بودند، امکان ورودشان به ساختمان محدود بود. برای این عده که در انتظار بودند، عده ای از هنرمندان محلی برنامه اجرا می کردند.

اتمام برنامه و سرزدن سپیده
با وجود شروع بارش باران در نیمه شب، بسیاری همچنان در خیابانها ماندند

بارانی که قطع شده بود در ساعت سه صبح دوباره باریدن گرفت و این بار موفق شد عده ای را به خانه بفرستد اما عده ای دیگر از هنردوستان همچنان پایداری می کردند و سعی می کردند با ماندن در ساختمانها و مکانهای در بسته شب زنده داری را ادامه بدهند. باران تا صبح به باریدن ادامه داد و دیدار طلوع خورشید را برای شب زنده داران مشکل کرد. با وجود جمعیت کمی که نزدیک صبح در خیابانها باقی مانده بودند نیروی کار داوطلب برای کمک و راهنمایی حاضر بود. داوطلبان که در شیفت های متفاوت از مردم پذیرایی می کردند بیشتر جوانان و دانشجویانی بودند که بعضی از آنها بیش از چهارده ساعت در یک شب برای انجام این کار وقت گذاشته بودند

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:39  توسط مهدی  | 

تجليل از هنرمندان در شب موسيقی ايران

ارکستر ملی ايران - عکس از سايت خانه موسيقی

شب موسيقی ايران شنبه شب دوم اکتبر ( ۸ مهر)، همزمان با روز جهانی موسيقی، به همت خانه موسيقی در تالار وحدت در تهران برگزار شد، که در اين مراسم از چهار هنرمند نامی موسيقی ايران تجليل به عمل آمد.

فرهاد فخرالدينی، ‌آهنگساز و رهبر ارکستر ملی ايران، حسين عليزاده، آهنگساز و نوازنده تار و سه تار، شهرام ناظری، خواننده، و کيخسرو پورناظری، نوازنده تار و تنبور و آهنگساز، چهار هنرمندی بودند که در جشن سالانه خانه موسيقی از آنها تقدير شد.

جشن خانه موسيقی برخلاف دوره های گذشته که به مدت يک هفته برگزار می شد، اين بار تنها در يک شب برگزار شد که به نظر می رسد علت اصلی آن کمبود بودجه و امکاناتی باشد که سال های گذشته از سوی وزارت ارشاد ايران در اختيار خانه موسيقی قرار می گرفت. اما اين کمک ها درسال جاری هنوز به اين نهاد اعطا نشده است.

 اهالی موسيقی ايران تلاش کرده اند تا روز نهم مهرماه که با روز جهانی موسيقی و تولد ابونصر فارابی همزمان است به عنوان روز ملی موسيقی در تقويم رسمی ايران ثبت شود، اما به رغم نظر موافق شورای تخصصی، شورای اصلی فرهنگ عمومی از قرار دادن روزی به نام روز موسيقی در تقويم سالانه خودداری کرد
 

اين درحالی است که برخلاف سال گذشته، امسال حسين صفار هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، هم از جمله تماشاگران برنامه شب موسيقی بود. وی پيش از اين هم از خانه موسيقی ديدن کرده و وعده کمک به مهمترين نهاد اجتماعی اهل موسيقی را داده بود.

علاوه بر آقای صفار هرندی و معاون هنری وی، حضور هنرمندان نامی موسيقی ايران دراين مراسم شگفت آور بود. به نحوی که تمامی بضاعت موسيقی جدی و هنری ايران را می توانستيم در اين شب در يک جا به تماشا بنشينيم .

موسيقی و دوتار خراسان

برنامه شب موسيقی ايران با اجرای دو تار گروه نور محمد درپور، نوازنده و خواننده پيش کسوت موسيقی نواحی، آغازشد. درپور با خواندن ابياتی در مدح پيامبر اسلام و دوتار نوازی نغمه های معروف خراسانی به کار خود و گروهش پاپان داد.

در ادامه فيلمی کوتاه از علی تجويدی و منوچهر همايونپور، دو استاد درگذشته موسيقی ايران پخش شد. تجويدی که خود از اعضای هيات موسس خانه موسيقی به شمار می رفت، در دوره ای کوتاه عضويت شورای عالی خانه موسيقی را برعهده داشت.

عليزاده و ظريف - عکس از عليرضا واصفی
حسين عليزاده، نوازنده و آهنگساز ايرانی، لوح خانه موسيقی را از استاد خود، هوشنگ ظريف، دريافت کرد

سخنان مديرعامل تازه

در ادامه مراسم حميد رضا نوربخش، مديرعامل تازه خانه موسيقی ايران‌، از برنامه های خود و هيات مديره تازه برای ارتقای کمی وکيفی خانه موسيقی گفت. آقای نوربخش بااشاره به اينکه نهاد خانه موسيقی نزديک به ۷ هزار عضو دارد گفت که هيات مديره ضمن پی گيری بيمه هنرمندان عضو اين خانه، در پی تاسيس تعاونی مسکن اهالی موسيقی است.

وی از جمله مشکلات مهم خانه موسيقی را نبود ارتباط ميان راس خانه با بدنه نام نهاد و گفت که تلاش می کند چنين شکافی را پرکند. آقای نوربخش همچنين از اضافه شدن کانون های خانه موسيقی خبر داد و گفت که سعی می کند برای موسيقی بانوان در ايران نيز تلاش های جدی صورت دهد.

اين سخن مديرعامل تازه خانه موسيقی درحالی گفته شد که برخی از بانوان حاضر دراين مراسم که در زمينه موسيقی نيز تلاشهای طولانی مدتی صرف کرده و خود از اعضای مجمع عمومی خانه موسيقی ايران هستند، از بی توجهی به بانوان در اين برنامه گله مند بودند.

آقای نوربخش درپايان ابراز اميدواری کرد که جشن موسيقی در سال آينده از يک شب به يک هفته تغيير يابد.

ديدار دو خواننده نامی موسيقی

پس از پخش فيلمی کوتاه درباره شرايط موسيقیدان ها ونيز اولويت های خانه موسيقی، نوبت به بخشی رسيد که بسياری انتظار آن را می کشيدند؛ جايی که بايد طبق برنامه شهرام ناظری، هنرمند آواز ايران به پاس معرفی مولانا در اشعار و آوازهايش، لوح خانه موسيقی را از محمدرضا شجريان بگيرد.

ناظری و شجريان - عکس از عليرضا واصفی
حضور توامان شهرام ناظری و محمدرضا شجريان روی صحنه از لحظات قابل توجه مراسم شب موسيقی ايران بود

اين بخش برنامه به دليل برخی ناهماهنگی ها می رفت که بدون ديدار اين دو چهره نامی موسيقی ايران به پايان برسد، اما آقای ناظری در حالی که مجری برنامه هم از حضور وی بر صحنه نا اميد شده و پوزش خواسته بود، خود را به صحنه رساند و لوح خانه موسيقی را از دست آقای شجريان دريافت کرد.

شهرام ناظری خود در پايان برنامه علت تاخير را تمرين گروه برای اجرای بعدی همين مراسم در طبقه چهارم ذکر کرد و گفت چون در آن زمان در طبقه چهار بوده، رسيدنش اندکی زمان برده و چنين سوء تفاهمی ايجاد کرده که وی روی صحنه حاضر نخواهد شد.

پيش از شهرام ناظری، کيخسرو پورناظری هم جايزه خود را از دست محمد رضا شجريان و محمد سرير گرفته بود.

سپس شهرام ناظری با اجرای آوازی بر اساس شعری از حافظ که در آن کناياتی هم به وضعيت کنونی موسيقی و بی توجهی دولت به آن هويدا بود، کار خود را با گروه نه نفره کابوکی آغاز کرد. وی با اجرای تصنيف "من قفل زندان بشکنم"، بر اساس شعری از مولانا، به کار خود و گروه پايان داد.

بيانيه خانه موسيقی

 مهمترين نکته در بيانيه خانه موسيقی که بسيار محافظه کارانه تنظيم شده بود، اين بود که از دولت کنونی ميخواست "حال که با شعارهای ارزشمدارانه به صدارت رسيديد، از فرهنگ اصيل و موسيقی ارزشمدار هم حمايت کنيد."
 

پس از اين اجرا نوبت به تجليل از فرهاد فخرالدينی و حسين عليزاده رسيد. آقای فخرالدينی لوح خانه موسيقی را از دست مصطفی کمال پورتراب گرفت و حسين عليزاده نيز از دست استاد خود، هوشنگ ظريف، لوح خانه موسيقی را دريافت کرد.

داريوش پيرتياکان، سخنگو و دبير خانه موسيقی، آخرين فردی بود که برای خواندن بيانيه خانه موسيقی به روی سن رفت و ضمن نام بردن از خانه موسيقی به عنوان "مهمترين و معتبرترين نهاد موسيقايی" ايران، برخی فعاليت های آن را برشمرد.

مهمترين نکته در بيانيه خانه موسيقی که بسيار محافظه کارانه تنظيم شده بود، اين بود که از دولت کنونی ميخواست "حال که با شعارهای ارزشمدارانه به صدارت رسيديد، از فرهنگ اصيل و موسيقی ارزشمدار هم حمايت کنيد."

جشن خانه موسيقی ايران هر سال در شب نهم مهر ماه در تالار وحدت تهران برگزار می شود. موسيقيدانان ايرانی و به خصوص خانه موسيقی ايران تلاش های فراوانی کرده اند تا اين روز که با روز جهانی موسيقی و تولد ابونصر فارابی همزمان است به عنوان روز ملی موسيقی ايران از سوی شورای فرهنگ عمومی اين کشور پذيرفته و در تقويم رسمی ايران ثبت شود، اما به رغم نظر کارشناسانه و موافق شورای تخصصی در اين زمينه، شورای اصلی فرهنگ عمومی از قرار دادن روزی به نام روز موسيقی در تقويم سالانه خودداری کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:38  توسط مهدی  | 

بهمن قبادی جایزه بزرگ سن سباستین را گرفت

جشنواره سن سباستین
قبادی در سن سباستین 3 جایزه بزرگ را از آن خود کرد
بهمن قبادی، فیلمساز ایرانی با یک فیلمساز فرانسوی به صورت مشترک، برنده جایزه بزرگ جشنواره فیلم سن سباستین اسپانیا شد.

نیوه مانگ (نیمه ماه) ساخته بهمن قبادی و پسرم به کارگردانی مارتیل فوژه رون توانستند به صورت مشترک جایزه صدف طلایی را به خود اختصاص دهند.

منتقدان به هنگام اعلام نام فیلم پسرم به عنوان برنده جایزه صدف طلایی به سر و صدا پرداختند و از این تصمیم هیات داوران به انتقاد پرداختند.

اما اعطای جایزه به بهمن قبادی برای نیوه مانگ با استقبال این منتقدان روبرو شد.

آقای قبادی قبلا در سال 2004 هم برای فیلم لاک پشت ها پرواز می کنند جایزه صدف طلایی را به خود اختصاص داده بود.

سن سباستین، معتبرترین جشنواره فیلم در میان کشورهای اسپانیایی زبان است.

جشنواره فیلم سن سباستین که در سال 1953 اولین دوره خود را برگزار کرد در اروپا پس از جشنواره های کن، برلین و ونیز در جایگاه چهارم قرار دارد.

نیوه مانگ بهمن قبادی به غیر از جایزه صدف طلایی، موفق به کسب جوایز بهترین فیلم برداری و جایزه انجمن بین المللی منتقدان فیلم(فیپرشی) نیز شده است.

فیلم نیوه مانگ امسال از سوی عراق برای شرکت در اسکار بهترین فیلم خارجی معرفی شده است.

هیات داوران جشنواره به ریاست ژان مورو، بازیگر قدیمی فرانسوی، جایزه بهترین بازیگری را به خوآن دیه گو برای فیلم ترکم کن اهدا کردند.

ناتالی بیه، بازیگر فیلم پسرم نیز جایزه بهترین هنرپیشه زن را از آن خود کرد.

راهی به سوی سن دیه گو ساخته کارلوس سورین، فیلمساز آرژانتینی نیز توانست جایزه ویژه هیات داوران را به خود اختصاص دهد.

تام دیسیلو از آمریکا هم جایزه بهترین کارگردانی و فیلمنامه را برای فیلم هذیان به دست آورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:37  توسط مهدی  | 

دومينگو کتابی درباره اپرا تأليف می کند

دومينگو
دومينگو به نقشهای بسياری روی صحنه اپرا جان بخشيده است
پلاسيدو دومينگو يکی از نامی ترين خوانندگان اپرا اعلام کرده است که قصد دارد کتاب راهنمای موسيقی اپرا بنويسد.

کتاب خواننده نامی تنور که "لذت اوپرا" نام خواهد داشت، گذاری است در عالم داستانهای اوپرا و رازهای خوانندگی برای صحنه اپرا.

او می گويد: "اپرا برای بسياری از مردم و دوستداران موسيقی همچون رازی پوشيده و شگفت انگيز است، درحاليکه می تواند به زندگی روزمره ما تعلق داشته باشد."

خواننده مشهور اسپانيايی که 65 سال دارد، در آمريکا مديريت اپرای لوس انجلس و نشنال اپرای (ملی) واشنگتن را به عهده دارد.

کتاب دومينگو درباره داستانهای اپرا را يک ناشر نيويورکی تا سال 2009 منتشر خواهد کرد.

پلاسيدو دومينگو خوانندگی در صحنه اپرا را در سال 1959 شروع کرد و در قالب بيش از 120 سيمای بزرگ اپرايی ايفای نقثش کرد.

او در کنار خوسه کارراس و لوچانو پاواروتی يکی از سه تنور بزرگ عالم اپرا به شمار می رود و به همراه آنها برنامه های آواز اپرايی اجرا کرده است.

اين سه خواننده بزرگ اپرا تا سال 2002 با هم در چند برنامه مشترک شرکت داشتند و کوشيدند آوازهای مشهور اپرايی را به ميان جمعيت بزرگتری از شنوندگان و علاقه مندان ببرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:37  توسط مهدی  | 

بزرگداشت عزت الله انتظامی در پاریس

مراسم تقدیر از عزت الله انتظامی در مقر یونسکو
تقدیر از عزت الله انتظامی بازیگر ارزنده سینمای ایران در خانه فرهنگ ها
در مراسمی که از طرف خانه فرهنگ ایران وابسته به سفارت جمهوری اسلامی در پاریس برگزار شد از عزت الله انتظامی بازیگر قدیمی تئاتر و سینمای ایران تجلیل شایسته ای به عمل آمد.

این بزرگداشت در چهار چوب هفته فرهنگ های جهان که هر ساله در آخرین هفته سپتامبر برگزار می شود صورت گرفت.

تاکنون خانه های فرهنگ بیش از 35 کشور جهان، از هشت سال پیش که نخستین هفته آن برگزار شد، به این حرکت فرهنگی پیوسته اند.

امسال تصمیم بر این قرار گرفت که در هفته فرهنگ ها هر کشور یک شخصیت فرهنگی – هنری خود را معرفی کند و گزیده ای از آثار او را عرضه نماید.

انتخاب ایران عزت الله انتظامی بود که علاوه بر برنامه بزرگداشت او در مقر سازمان یونسکو، نمایشگاهی از پوستر ها و عکس های فیلمهایش در خانه فرهنگ بر پا گردید و چهار فیلم گاو (داریوش مهرجوئی)، ناصرالدین شاه آکتور سینما (محسن مخملباف)، گاو خونی (بهروز افخمی) و آخرین فیلم او که هنوز به نمایش عمومی در نيامده، ستاره ها(فریدون جیرانی) در سالن سینمای ساختمان یونسکو نشان داده شد.

 من از سنگلج آمده ام. از تئاترهای لاله زار شروع کردم. از مردم کشورم نیرو گرفتم و پرورش پیدا کردم. دستشان را می بوسم هر کجا که هستند
 
عزت الله انتظامی

نمایشگاه خانه فرهنگ ایران، نمایشگاهی شایسته این بزرگداشت نبود و مثلا از چهل و پنج فیلمی که انتظامی در آنها ایفای نقش کرده است، تنها پوستر یازده فیلم را به دیوار زده بودند و شگفتا که انتظامی خود یکی از مسئولین موزه سینمای ایران است.

تندیس "هوگو" جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره شیکاگو که در سال 1971 به خاطر فیلم گاو به انتظامی داده شد و دو قطعه عکس از کودکی و نو جوانی او از معدود دیدنی های این نمایشگاه بود.

مراسم بزرگداشت

جلسه بزرگداشت انتظامی را آقای جلالی سفیر جمهوری اسلامی در یونسکو و با این شعر حافظ شروع کرد:

قلندران طریقت به نیم جو نخرند / قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است

 صبح زود، انتظامی که در آن زمان هشتاد ساله بود [به کارگاه تئاتر] وارد شد و با حضورش همه را شگفت زده کرد. او یک صندلی برداشت و نشست، مثل یک دانشجو! او یک حماسه زنده است و همه نویسندگان از جمله خود من دوست دارند که با او کار کنند
 
ژان کلود کارير، نويسنده و کارگردان فرانسوی

بعد آقای ایوبی رایزن فرهنگی سفارت و مسئول خانه فرهنگ ایران ضمن اظهار خوشوقتی از برگزاری این مراسم در پاریس، خطاب به عزت الله انتظامی گفت "ما در اینجا جمع شده ایم تا به شما بگوییم قدر زحمات شما و امثال شما را می دانیم و لحظات زیبایی را که برای ما و فرزندان ما آفریدید هیچگاه فراموش نخواهد شد."

آقای چرنیکو نماینده مدیر کل یونسکو که از اهمیت سینمای امروز ایران سخن گفت، هوشنگ گلمکانی منتقد سینما و سردبیر ماهنامه فیلم که به تجربه و تحلیل بازیگری انتظامی پرداخت و خانم نهال تجدد که پیام همسرش "ژان کلود کاریر" نویسنده فرانسوی را قرائت کرد از دیگر سخنرانان شب بزرگداشت انتظامی بودند.

"ژان کلود کاریر" در پیامش با اشاره به کارگاه تئاتری که دو سال پیش در تهران ترتیب داده بود گفت: "صبح زود، انتظامی که آن زمان هشتاد ساله بود وارد شد و با حضورش همه را شگفت زده کرد. او یک صندلی برداشت و نشست، مثل یک دانشجو! او یک حماسه زنده است و همه نویسندگان از جمله خود من دوست دارند که با او کار کنند."

در فاصله سخنرانی ها سه فیلم کوتاه که مروری بر زندگی و فعالیت های هنری انتظامی داشت نمایش داده شد و یک گروه موسیقی که از تهران آمده بودند به خوانندگی علی مینو سپهر برنامه ای شنیدنی اجرا کردند.

مراسم تقدیر از عزت الله انتظامی
انتظامی خطاب به حضار گفت: من بچه سنگلج ام ، یونسکو متشکرم

اینجا بود که انتظامی در میان ابراز احساسات صمیمانه حاضران به صحنه آمد و با بیان ساده ای که گاه از فرط احساس می لرزید از شصت و پنج سال بازیگری خود گفت.

"من از سنگلج آمده ام. از تئاترهای لاله زار شروع کردم. از مردم کشورم نیرو گرفتم و پرورش پیدا کردم. دستشان را می بوسم هر کجا که هستند"

"شصت و پنج سال است که بازیگری می کنم. در تمام ایران، در تمام شهرستان ها و مراکز استان ، در تمام تئاتر ها کار کرده ام، تمام سربازخانه ها رفتیم کار کردیم. چقدر تئاتر بازی کردم! حدودا چهل و سه – چهار فیلم بازی کرده ام البته انتخاب کردم و بازی کردم. حالا اینجا هستم ..."پچه سنگلج"... "یونسکو" ...... متشکرم!"

بعد از اهدای لوحه های تقدیر و جوایز و هدایا به انتظامی، محمود آهنی سفیرجمهوری اسلامی، ضمن تجلیل از انتظامی بازیگر، به جنبه دیگری از شخصیت او اشاره کرد.

"بنده به یاد دارم چهره گریان و غمگین ایشان را در موقعی که پس از زلزله بم با عشق و شور و همبستگی تلاش می کرد برای بسیج افکار عمومی و بسیج ملت ایران در جهت جمع آوری کمک ها و رساندن آن به مصدومین این حادثه دلخراش"

مراسم بزرگداشت انتظامی با پذیرایی از حاضران (بخوانید افطار) و نمایش فیلم ستاره ها ساخته فریدون جیرانی پایان یافت. ستاره ها آخرین فیلمی است که انتظامی در آن ایفای نقش کرده است و هنوز بر پرده عمومی نیامده است.

تنها با انتظامی

 من باید بخوانم و انتخاب کنم. شوخی ندارم با کسی. وقتی خواندم و انتخاب کردم، اگر کارگردان مطابق میل من باشد میروم زیر دستش بعضی ها رو که کمتر اعتقاد دارم اول می خوانم به بینم من خودم کاری می تونم بکنم اگه او به من چیزی یاد نده
 
عزت الله انتظامی

در مدتی که انتظامی در پاریس بود، دیدارها و گفتگو هایی با هم داشتیم. بریده های کوتاهی از چند اظهار نظر و خاطره او را در این جا می خوانید:

چه احساسی داشتید وقتی سی و پنج سال پیش در 1971 جایزه بهترین بازیگر فستیوال شیکاگو را به شما دادند؟

تا لحظاتی نمی دانستم من چه کرده ام، چی شده که در جشنواره شیکاگو که این همه فیلم شرکت داشتند مرا پسندیدند؟!

با این همه اشتهار تازگی ها در فیلم های چندانی شرکت نداشته اید؟

من باید بخوانم و انتخاب کنم. شوخی ندارم با کسی. وقتی خواندم و انتخاب کردم، اگر کارگردان مطابق میل من باشد می روم زیر دستش. بعضی ها رو که کمتر اعتقاد دارم اول می خوانم به بینم من خودم کاری می تونم بکنم اگه او به من چیزی یاد نده.

آشنایی و تخصص شما در تئاتر چقدر در سینما به دردتان خورد؟

اون تخصص روی چیز های کمدی و اون شیرینی و اون بدیهه سازی هایی که ما می کردیم، کار رو شیرین می کرد. مثلا رقصهایی که من توی "بنگاه تئاترال" می کردم، انواع و اقسام رقص بود. من این رقص ها رو توی فیلم "هالو" می کردم. هفت – هشت نوع رقص توی فیلم هالو دارم که همه اش با هم فرق داره.

مراسم تقدیر از عزت الله انتظامی
 فرح پهلوی برای تماشای نمایش امیر ارسلان نامدارآمده بود وقتی امیر ارسلان میخواد بره فرخ لقا رو از خونه فولاد زره دیو نجات بده، من که"مرشد" بازی می کردم.فریاد زدم: "آی امیر ارسلان از اون راه نرو، اونجا رو کندن که آسفالتش کنن، دوساله همین جور مونده" جمعیت هوار کشید. فردا شهردار عوض شد.
 
عزت الله انتظامی

کدام کار تئاتریتان بیشترین تاثیر را روی شما گذاشت؟

دکتر ساعدی از نظر من بهترین، والاترین، قشنگترین و مهم ترین پیس اش "چوب به دست های ورزيل" است. یعنی الان اگر اون را بخواهی نمایش بدی، دقیقا می تونی اوضاع سیاسی دنیا رو با کشور ما مقایسه کنی.

دهاتی ها، گراز می زند به کشورشان، می روند شکارچی میاورند که گرازها را بزنند ولی غذای آنها را بدهند و دهاتی ها هر چه دارند جمع می کنند میدن به شکارچی ها. ولی گراز نمیاد و شکارچی ها غذا می خوان و اینا غذا ندارن و شکارچی ها اینا رو می زنن و اینا پناه می برن به مسجد.

از انتظامی خواستم نمونه ای از تاثیر گذاریش را روی تماشا گران تئاتر بگوید، او از شبی گفت که شهبانو فرح برای تماشای نمایش امیر ارسلان نامدار به تئاتر بیست و پنج شهریور رفته بود.

یک جا هست که امیر ارسلان میخواد بره فرخ لقا رو از خونه فولاد زره دیو نجات بده. من "مرشد" بازی می کردم. وقتی داره میره من فریاد می زدم"آی امیر ارسلان از اون راه نرو، اونجا رو کندن که آسفالتش کنن، دوساله همین جور مونده."

جمعیت هوار کشید. فردا شهردار عوض شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:36  توسط مهدی  | 

هشتم مهر، بزرگداشت مولانا در ايران

بزرگداشت مولانا در تهران
نشست بزرگداشت مولانا در تهران در فرهنگستان هنر برپا شد
هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولانا جلال الدين رومی در ايران بود. به همين مناسبت فرهنگستان هنرایران، نشستی با حضور دکتر بهمن نامور مطلق، دکتر حسن بلخاری، دکتر تاجبخش فنائيان و دکتر علی اصغر بيانی برگزار کرد.

دکتر بهمن نامور مطلق استاد دانشگاه و دبير و معاون پژوهشی فرهنگستان هنر در سخنرانی خود تحت عنوان " صور خيال و بينامتنيت نزد مولانا" در مبحث طبقه بندی صور خيال گفت: آنچه مولانا را از ساير عرفا جدا می کند، صوری است که مرز صور ديگر را در آثار او می شکند و آن قالب بندی های که بين محسوس و معقول، گياه، انسان و حيوان شده، همه در نزد مولانا ، عطار و سنايی شکسته و عالم ديگری نمايان و توصيف می شود متفاوت با عالمی که شاعران صرفا طبيعت پرداز توصيف می کنند.

در مبحث بينامتن دکتر نامور مطلق افزود که مولانا خواننده بسيار دقيقی بود که ادبيات گذشته و به ويژه ادبيات عرفانی را خوب می شناخت و با سنايی و عطار ارتباط خاصی داشت و آورده اند زمانی که به دليل هجوم مغولان از بلخ مهاجرت می کرد در عبور از نيشابور عطار کتاب اسرارنامه را برای حفظ آن به او می دهد.

مولانا در مثنوی از تمام آثار عطار استفاده کرده و خودش را ادامه دهنده سنايی و عطار می داند که يکی از اين موارد داستان طوطی و بازرگان است.

اين استاد دانشگاه که رساله دکترايش به مقايسه آثار مولوی با آثار آنتوان دوسنت اگزوپری اختصاص داشته، تغييرات روايت مولانا نسبت به روايت عطار از داستان طوطی و بازرگان را در سه لايه طبقه بندی کرده است.

 آنچه مولانا را از ساير عرفا جدا می کند، صوری است که مرز صور ديگر را در آثار او می شکند
 
بهمن نامور مطلق، دبير و معاون پژوهشی فرهنگستان هنر

در لايه اول افزايش و گسترش شخصيت ها، دگرگونی مکان، تغيير يا حذف مليت حکيم که تبديل به بازرگان شده، رخ می دهد. در لايه دوم گستردگی توصيفات، تبديل روايت خطی به روايت تودرتو يا دايره ای، حقيقت نمايی و همذات پنداری ديده می شود و در لايه سوم داستان درونی، اسطوره ای و کيهانی می شود و مولانا از داستان برای تربيت اجتماعی استفاده می کند.

به نظر دکتر نامور مطلق مولانا ضمن احترام و بهره گيری و برگرفتن از آثار پيشينيان خود نه تنها روند و حرکت سيال و زلال ادبيات را امتداد می بخشد، بلکه با تغييرات جسورانه ای که در آن دانسته ها می دهد، در اين حرکت تاثيرگذار می شود.

عوالم خيال

سخنران بعدی دکتر حسن بلخاری استاد دانشگاه و دبير سابق شورای هنر شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که سخنرانی خود را با عنوان عالم خيال در ذهن و زبان مولانا انجام داد.

دکتر بلخاری گفت: خيال در حکمت و انديشه اسلامی مفهومی دو وجهی است: کيهانی و نفسانی.

 در ذکر عوالم خيال مولانا رجوعی به ابن عربی مطلقا وجود نداشته، يکی به دليل اينکه مولانا از اصطلاحات ابن عربی استفاده نمی کند و دوم اينکه مولانا معلم شوريده ای به نام شمس داشته که نه تنها به ابن عربی گرايش نداشته، بلکه او را در متابعت نمی دانسته است
 
حسن بلخاری، استاد دانشگاه

در حکمت اسلامی خيال گاهی قوه ای از قوای باطنی نفس انسان است در ادراک صور و گاهی مرتبه ای از مراتب عالم است در تبديل وحدت به کثرت و مولانا در مثنوی خود اين دو وجه خيال را بسيار بکار برده است.

حالا سئوال اين است آيا مولانا در ذکر عالم خيال در هر دو وجه از علما و حکمای پيش خود متاثر بوده است يا نه.

قبل از مولانا ابن عربی به تفصيل در فتوحات مکيه و فصوص الحکم از حضرات خمس صحبت کرده است و فاصله نگارش فتوحات مکيه با سرودن دفتر اول مثنوی ۲۰ تا ۲۵ سال است. آيا مولانا در ذکر عوالم خيال به ابن عربی رجوع کرده است؟

دکتر بلخاری افزود چنين رجوعی مطلقا وجود نداشته، يکی به دليل اينکه مولانا از اصطلاحات ابن عربی استفاده نمی کند و دوم اينکه مولانا معلم شوريده ای به نام شمس داشته که نه تنها به ابن عربی گرايش نداشته، بلکه او را در متابعت نمی دانسته است، کما اينکه در مقالات شمس در باره ابن عربی آمده است:... نيکو همدرد بود، نيکو مونس بود، شگفت مردی بود شيخ محمد، اما در متابعت نبود.

برخی از محققان معاصر معتقدند در ديوان شمس اشعاری وجود دارد که بيانگر تاثير پذيری مولانا از ابن عربی است:

ما عاشق و سرگشته سودای دمشق ايم
جان خسته و دلبسته سودای دمشق ايم
اندر جبل صالحه کانی است زگوهر
کاندر طلبش غرقه دريای دمشق ايم

 تئاتر غرب کثرت گراست و جهان مثنوی وحدت گرا، تئاتر غرب جزيی نگر است در حالی که حکايات مثنوی کلی گراست، تئاتر غرب به مضامين فلسفی، اجتماعی و يا روانی و ذهنی گرايش دارد، در حالی که حکايات مثنوی عرفانی است
 
تاجبخش فنائيان، استاد دانشگاه

ابن عربی ۶۳۸ هجری قمری در دمشق جان داد و در جبل صالحه دفن شد. برخی می گويند اين اشعار خطاب به ابن عربی است و برخی معتقدند خطاب به آن گمشده و غيبت نشين پرده دار حضرت شمس است که در دمشق نامه فرستاد که:

صد راه نشان دادم صد نامه فرستادم
يا راه نمی دانی يا نامه نمی خوانی

اين دکترای فلسفه هنر سپس تاثير پذيری مولوی از شيخ اشراق را هم با ذکر دلايل رد کرد و گفت مولانا در ذکر عوالم خيال متاثر از گذشته نبوده است.

تفاوت های ظرفيت های نمايشی مثنوی با تئاتر غرب

دکتر تاجبخش فنائيان در توضيح جنبه های نمايشی مثنوی معنوی مولوی با تاکيد بر ويژگی های نمايشی موجود در مثنوی نقاط افتراق محتوايی و ساختاری تئاتر غرب با ظرفيت های نمايشی حکايات مثنوی را برشمرد.

به نظر اين کارگردان تئاتر، تئاتر غرب کثرت گراست و جهان مثنوی وحدت گرا، تئاتر غرب جزيی نگر است در حالی که حکايات مثنوی کلی گراست، تئاتر غرب به مضامين فلسفی، اجتماعی و يا روانی و ذهنی گرايش دارد، در حالی که حکايات مثنوی عرفانی است، شخصيت نمايشی در تئاتر غرب نشان دهنده تفاوت های فرد با ديگران است، در حالی که در مثنوی نقاط اشتراک آدم ها مورد توجه است، تئاتر غرب در اشکال و شيوه های گوناگونش سعی بر واقع نمايی دارد، اما حکايات مثنوی تمثيل گراست.

من طربم

آخرين سخنران دکتر علی اصغر بيانی بود که در باره مولانا و موسيقی سخن گفت. او گفت شهود بی حضور و دل آگاهی تحقق نمی پذيرد و کسی نمی تواند ماهيت و حقيقت عالم را درک کند مگر اينکه بهره ای از حضور و دل آگاهی به او برسد.

بشر پس از هبوط از انتقال آگاهی از طريق شعور عاجز ماند و مجبور به انتخاب صوت شد. انسان توسط صوت و کلام منويات باطنی را انتقال می دهد و اوج تجلی صوت در موسيقی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:35  توسط مهدی  | 

بزرگداشت قهار عاصی شاعر افغان، در ایران

قهار عاصی در پای پيکره فردوسی در مشهد
قهار عاصی اجازه نيافت به اقامت در ايران ادامه دهد، روانه افغانستان شد و اندکی بعد در انفجاری در کابل کشته شد
کبوترهای سبز جنگلی در دوردست از من‌
سرود سبز می‌خواهند
من آهنگ سفر دارم‌
من و غربت‌
من و دوری‌
خداحافظ گل سوری‌!

اين قطعه شعری از قهار عاصی شاعر فقيد افغان است که اهل ادب افغانستان و ايران، اخيراً در مراسمی در تهران،‌ ياد او و دو شاعر فقيد ديگر افغان (ناديا انجمن و ليدا اميد) را گرامی داشتند.

(ليدا اميد در زمان طالبان دست به خودسوزی زد و ناديا انجمن، سال گذشته براثر يک مشاجره خانوادگی درگذشت).

اين جلسه، به مناسبت دوازدهمين سال درگذشت قهار عاصی، با عنوان "شاعران سوخته ديار من"، از سوی خانه هنرمندان و فرهنگيان افغانستان، با همکاری خانه ادبيات افغانستان و کانون ادبيات ايران در تالار بتهون خانه هنرمندان ايران برگزار شد.

در اين محفل، دکتر ابراهيم خدايار استاد دانشگاه در ايران و هادی سعيدی کياسری شاعر معاصر ايران درباره شعر و شخصيت قهار عاصی سخن گفتند.

همچنين آرش شفاعی، سيدرضا محمدی و سيدضياء قاسمی شاعران افغان، برای عاصی شعر خواندند و عبدالکريم تمنا شاعر پيشکسوت افغانستان نيز شعری به ناديا انجمن تقديم کرد.

عبدالقهار عاصی‌، زاده روستای مليمه پنجشير بود (۱۳۳۵ خورشيدی‌) و بزرگ ‌شده و درس‌خوانده کابل و از فعالان شعر افغانستان در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد خورشيدی‌.

عاصی شاعری بود نوگرا که حتی در قالبهای کهن نيز حرف و حديث تازه‌ای داشت‌. پُرکار بود و با خود وعده‌ای داشت که هر سال‌، يک کتاب شعر به بازار روانه ‌کند، و تا دم مرگ به اين وعده عمل کرد.

آثار عاصی
مقامه گل سوری‌
لالايی برای مليمه‌
ديوان عاشقانه باغ
غزل من و غم من‌
تنها ولی هميشه‌
از جزيره خون
از آتش از بريشم
آغاز يک پايان‌

شعرهای عاصی غالباً از کليشه‌ها و چارچوبهای پيش‌ساخته شاعران هم ترازش بيرون می‌زند و به همين لحاظ، کمتر می‌توان اين شاعر را به هنجارهای معمول‌، وفادار ديد.

اما روح ناآرام اين شاعر، علاوه بر صورت‌، در سيرت شعر او نيز خودنمايی می‌کند.

'از آتش، از ابريشم'

عاصی ذاتاً شاعری بود دردمند، اهل موضع‌گيری و صراحت بيان‌. به همين لحاظ، غالباً با مسايل افغانستان درگير بود و کمتر اتفاقی در کشورش افتاد که عاصی از کنارش با سکوت گذشته باشد.

ولی او با اين همه موضع‌گيری‌، روحيه‌ای تغزلی نيز داشت‌. از او شعرهای عاشقانه لطيفی بر جای مانده است‌. گاهی در شعرش آميختگی زيبايی از لحن حماسی و تغزلی هم ديده می‌شود که خاص خود اوست‌.

شايد تعبير "از آتش‌، از ابريشم" که نام واپسين کتاب شعر عاصی است‌، حکايتگر خوبی از روحیه او باشد.

کتابی از قهار عاصی

عاصی به سبب همين روحیه در سالهای حاکميت رژيم کمونيستی در افغانستان، گاه در لفافه و گاه با صراحتی شاعرانه‌، شعرهايی در تعارض با حاکميت سرود.

همين لحن معترض‌، پس از آن هم برجای ماند و کتاب "از جزيره خون" حکايتگر اعتراض اوست نسبت به وضعيت کشورش در دوران حکومت مجاهدين و جنگهای داخلی بعد از ثور (ارديبهشت) ۱۳۷۱ خورشيدی.

مهاجرت به ايران

ادامه اين جنگها، عاصی را همچون بسياری ديگر از افغانها وادار به مهاجرت کرد و او از ميان کشورهای دور و نزديک‌، ايران را برگزيد. شايد می‌خواست حال که از ميان هموطنان بيرون رفته است‌، از ميان همزبانان نرود.

حضور بعضی دوستان شاعر افغان و ايرانی او در اين کشور نيز اين انتخاب را تقويت می‌کرد. چنين شد که در بهار ۱۳۷۳ خورشيدی با خانواده‌اش به ايران کوچيد و در مشهد اقامت گزيد.

عاصی در ايران، هم برای ايجاد ارتباط ميان شاعران مهاجر و مقيم آن کشور کوشيد و هم آثاری تأليف کرد که به صورت کتاب و مقاله در اين کشور چاپ شد و غالباً نيز با پشتکار محمدحسين جعفريان شاعر ايرانی‌‌ و دوست عاصی همراهی می شد‌.

'به شهر خود روم و شهريار خود باشم'

کتابی از قهار عاصی
اما مدت کوتاهی پس از اقامت عاصی در مشهد، مقامات ايرانی اجازه ماندن به او ندادند و شاعر آواره افغان، نوميدانه روانه کشور شد، در حالی که اين بيت حافظ را به دوستش فرهاد دريا (آواز خوان افغان) نوشته بود:" غم غريبی و غربت چو برنمی‌تابم‌ -- به شهر خود روم و شهريار خود باشم‌".

(عاصی و دريا از کابل با هم رابطه‌ای نيک داشتند. فرهاد بسياری از شعرهای عاصی را با آهنگ خوانده است و آخرين کتاب عاصی نيز به همت او چاپ شد.)

قهار عاصی مشهد را به قصد هرات و سپس کابل ترک کرد، با همسرش ميترا و تنها فرزندش مهستی‌.

بسيار از آن زمان نگذشته بود که خبر درگذشت او براثر انفجار هاوان (خمپاره) در کارته پروان کابل‌، در همه جا پخش شد.

"مقامه گل سوری‌"، "لالايی برای مليمه‌"، "ديوان عاشقانه باغ‌"، "غزل من و غم من‌"، "تنها ولی هميشه‌"، "از جزيره خون‌" و "از آتش از بريشم‌"، شش مجموعه شعر عاصی است و "آغاز يک پايان‌" خاطرات اوست از جريان سقوط کابل به دست مجاهدين و جنگهای داخلی‌ نوشته است.

از او شعرهايی چاپ‌ نشده نيز برجای مانده است که يکی از آن ميان‌، سفرنامه او به ايران است که شايد نسخه‌ای از آن نزد خانواده‌اش باقی مانده باشد و اين هم نمونه از شعر او:

ملت من

اين ملت من است که دستان خويش را
بر گرد آفتاب کمربند کرده‌است‌
اين مشتهای اوست که می‌کوبد از يقين‌
دروازه‌های بسته ترديد قرن را
ايمان بياوريد!
تنهاترين پيامبر
اينک‌
ملتم‌
با آيه‌های خشم خدا قد کشيده‌است‌
اين ملت من است که تکرار می‌شود
با نام انسان‌
با واژه عشق‌
اين اوست‌، اوست‌، اوست‌
که شيپورهاش را
شيپورهای فتح پيام‌آشناش را
آورده در صدا
بيدار می‌کند
هشدار می‌دهد


+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 23:49  توسط مهدی  | 

نگاهی به نمايشگاه بين المللی فتو کينا ۲۰۰۶

 ۱۶۰۰ توليد کننده از ۵۰ کشور دنيا جديدترين محصولات خود را در اين نمايشگاه معرفی می کنند
۱۶۰۰ توليد کننده از ۵۰ کشور دنيا جديدترين محصولات خود را در اين نمايشگاه معرفی می کنند
نمايشگاه بين المللی فتوکينا ۲۰۰۶ به عنوان بزرگ ترين ارائه کننده محصولات عکس و تصوير در شهر کلن آلمان در حال برپایی است. ۱۶۰۰ توليد کننده از ۵۰ کشور دنيا جديدترين محصولات خود را در اين نمايشگاه معرفی می کنند.

تخمين زده مي شود که بيش از ۱۶۰ هزارنفر از ۱۴۰ کشور دنيا از اين نمايشگاه بازديد کنند.

بيشترين فضای نمايشگاهی در فتو کينا، امسال به شرکت های بزرگی مثل فوجی، کداک، کانن، HP و پاناسونيک تعلق دارد.

در نمايشگاه فتو کينا از بزرگ ترين شرکت های توليد محصولات تصويری مانند سونی و پاناسونيک تا غرفه های کوچک از کشورهای غيرصنعتی که فقط به عرضه قاب عکس و کيف دوربين می پردازند شرکت دارند.

حضور فعال چين در نمايشگاه امسال چشمگير است و کشورهای بنگلادش، سوريه، مالزی، فيليپين، و ليتوانی برای اولين بار در اين نمايشگاه حضور دارند. ازايران نيز دو غرفه نمايشگاهی وجود دارد.

شرکت کنندگان با تبليغات و برنامه های سرگرم کننده می کوشند توجه بازديد کنندگان و مشتريانی را که از سراسر جهان برای بازديد از اين نمايشگاه به شهر کلن آمده اند جلب کنند و تازه ترين محصولات عکاسی ، چاپ عکس و وسايل مربوط به آنها را نمايش دهند.

تحولات صنعت الکترونيک در دو دهه گذشته، جای گرفتن کامپيوتر و اينترنت در زندگی روزمره و پيدايش دوربين های ديجيتالی بدون فيلم ، دنيای عکاسی را دگرگون کرده است.

در سال های گذشته مصرفی کردن و همگانی کردن عکاسی ديجيتالی از هدفهای اصلی توليد کنندگان بود.

توليد دوربين های کوچک جيبی با لنز غير قابل تعويض و استفاده راحت از نرم افزاری که برای شرايط نوری متفاوت پيش بينی شده است کار مصرف کننده را آسان می کند.

با دوربین های جدید می توان در زير آب بدون هيچگونه آسيبی عکاسی کرد

امسال توليد کنندگان، دوربين هایی با کيفيت بهتر با خصوصيت چاپ عکس در ابعاد بزرگ ارائه نموده اند، بعضی از اين دوربين ها ضد آب هستند و می توان در زير آب بدون هيچگونه آسيبی با آنها عکاسی کرد.

ارایه نرم افزارهای گوناگون برای مونتاژ، ایجاد تغييرات جزیی و کلی و روتوش عکس از جمله محصولاتی است که شرکت های بزرگ و کوچک روی آن ها سرمايه گذاری زيادی کرده اند.

"بهنام ماهر" که در رشته مهندسی عکاسی تحصيل کرده و از چند سال پيش در نمايشگاه فتوکينا فعاليت دارد با اشاره به گرايش های جديد در محصولات عکاسی می گويد که به دليل همگانی شدن و آسان شدن اين فن ، رقابت سنگينی بين توليد کنندگان بوجود آمده است.

به گفته آقای ماهر:"گرايش بيشتر به کوچکتر کردن دوربين ها، افزايش دقت و کيفيت بهتر عکس، مصرف کمتر باتری و همينطور پائين بردن قيمت دوربين ها بوده است، در نتيجه رقابت بسيار شديدی بين توليد کنندگان دوربين ها بوجود آمده است."

نمونه اين رقابت بسيار شديد را می توان در از دور خارج شدن بسياری از توليد کنندگان دوربين های عکاسی مثل کونيکا و مینولتا دانست، يا دوربين های ديجيتالی کداک که توليد آنها متوقف شده است.

علاوه بر نرم افزارهای مختلف که می توانند کيفيت دوربين های ديجيتالی را بهتر و دگرگون کنند، امسال در نمايشگاه فتوکينا تعدادی دوربين های بزرگتر SLR با لنزقابل تعويض ارائه شده اند.

توليد کنندگان بار ديگر به توليد اين نوع دوربين پرداخته اند که غير از عکاسی اتوماتيک، امکان کاربرد نظرات شخصی عکاس را بيشتر می کنند.

با امکانات اين دوربين عکاس می تواند با تعويض لنز، تنظيم دريچه ديافراگم و زمان نوردهی، دخالت بيشتری در نوع و کيفيت عکس خود داشته باشد.

نمايش ۱۳ نوع از اين دوربين ها که بعضی از آنها برای عکاسان حرفه ای به کار می رود، در کنار دوربين های مصرفی جذابيتی برای عکاسان حرفه ای است.

آيا توليد انبوه دوربين منجر به از بين رفتن مرز بين عکاسی حرفه ای و آماتوری می شود؟

بهنام ماهر در پاسخ به اين سوال می گويد: "خير،من هنوز هم جايگاه عکاسی حرفه ای را بالاتر از اين می دانم. عکاسی دو وجه دارد يکی وجه تکنيکی عکاسی و يکی وجه هنری آن."

به گفته آقای ماهر" یک عکاس حرفه ای نه تنها به تکنيک عکاسی آشنا است و قادر به استفاده از اين تکنيک است، بلکه هنرمند خوبی هم هست و می تواند عکسهائی ماندگار بگيرد و هرکسی دارای اين هنر عکاسی نيست."

43% جوانان بين ۱۸ تا ۳۵ سال از تلفن همراه خود به عنوان دوربين عکاسی استفاده می کنند

طبق آمار منتشر شده ۴۳% جوانان بين ۱۸ تا ۳۵ سال از تلفن همراه خود به عنوان دوربين عکاسی استفاده می کنند. اين نکته باعث شده تا توليد کنندگان وسايل عکاسی به توليد هرچه بيشتر تلفن های همراه مجهز به به دوربين بپردازند.

مدل های جديدتر تلفن های همراه نه تنها امکان ارسال عکس از طريق خود دستگاه يا بوسيله اينترنت را دارند، بلکه قادر به چاپ عکس بدون استفاده از کامپيوتر هستند.

توليد کنندگان برای اين منظورچاپگرهای کوچکی ابداع کرده اند که با باطری کار می کنند و می توان آنها را در مسافرت به همراه داشت.

يک سالن بزرگ در نمايشگاه فتوکينا يه چاپگرهای عکس اختصاص داده شده که همگام با تحولات در عکاسی ، پيشرفته تر می شوند.

در اين سالن چاپگرهای بزرگی که برای کارهای صنعتی استفاده می شوند و همچنين چاپگرهای قابل حمل، توجه گروه های مختلف تماشاگران را به خود جلب کرده است.

تازه ترين نوع چاپگرعکس، چاپگرهایی هستند که به منظور کيفيت بهتر، با تعداد بيشتر از سه يا چهار رنگ جوهر که پيش از اين معمول بوده بود کار می کند.

توليد کنندگان قيمت چاپگرهای A۳ را به منظور استفاده همگانی برای چاپ عکس های بزرگ کاهش داده اند.

دوربین لاغری
تازه ترين دوربين نمايشگاه امسال فتو کينا، دوربينی است که با استفاده از يک دگمه مخصوص هر فرد را تا ۱۰ کيلو لاغرتر از خود او نشان می دهد

تازه ترين دوربينی که در نمايشگاه امسال فتو کينا به نمايش گذاشته شده است دوربينی است که با استفاده از يک دگمه مخصوص هر فرد را تا ۱۰ کيلو لاغرتر از خود او نشان می دهد. اين تا امروز آخرين استفاده از صنعت ديجيتالی برای جذب مشتری و مصرفی تر کردن دوربين های عکاسی است.

هم زمان با برگزاری نمايشگاه فتو کينا، شهر کلن همچنين صحنه برگزاری حدود هفتاد نمايشگاه عکس از کشورهای مختلف دنياست.

در اين راستا به نمايشگاه در پشت ديوارها می توان اشاره نمود که در آن مجموعه عکس "مريم محمدی" و "کلمنس اورت ماير" با موضوع "زندگی روزانه و مذهبی مردم يزد به نمايش گذاشته شده است.

نمایشگاه فتوکینا روز یکشنبه اول اکتبر (9 مهر) به کار خود پایان می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 23:37  توسط مهدی  | 

حمايت رابرت دنيرو از جشنواره فيلم رم

رابرت دنيرو، بازيگر سينمای آمريکا موافقت کرده است تا با جشنواره تازه تاسيس فيلم رم که ماه آينده افتتاح می شود به تبادل فيلم بپردازد.

جشنواره فيلم تريبکا که رابرت دنيرو آن را به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر به نيويورک تاسيس کرد قصد دارد برخی از فيلم هايش را با جشنواره جديد فيلم رم مبادله کند.

جشنواره ايتاليايی، ده فيلم که پيش از اين در جشنواره تريبکا به نمايش درآمده را به تماشا خواهد گذاشت. در مقابل، جشنواره تريبکا نيز در سال ۲۰۰۷ منتخبی از فيلم های جشنواره رم را نشان خواهد داد.

دنيرو گفته است که قصدش "ايجاد روابطی دراز مدت" ميان دو جشنواره است.

برگزارکنندگان اين دو رويداد هنری می گويند با اين کار فيلم ها در دو سوی اقيانوس اطلس جلوه بيشتری خواهند داشت. اين کار به مخاطبان نيز انتخاب بيشتری می دهد و ارتباط بهتری ميان جشنواره های رقيب در جهان ايجاد می کند.

'اهداف مشترک'

رئيس جشنواره تريبکا گفته است: "ما جشنواره مان را با مشقت شروع کرديم، بنابر اين می دانيم شروع چنين کاری چه دردسرهايی دارد".

"دنيرو عاشق رم هم هست و اين سهم بزرگی در اين همکاری داشته است."

جشنواره فيلم رم با اولين نمايش فيلم پوست خز (Fur) با بازی نيکول کيدمن در ۱۳ اکتبر افتتاح می شود.

در اين برنامه همچنين ۲۰ دقيقه از فيلم Good Shepherd ساخته جديد رابرت دنيرو با بازی مت دمون و آنجلينا جولی نيز به نمايش در خواهد آمد.

شهردار رم، والتر ولترونی گفته است که اين دو جشنواره مشترکات زيادی دارند.

او گفت: "هر دو جشنواره عاشق کيفيت اند، و همچنين عاشق مخاطب. اين دو جشنواره تصور نمی کنند که کيفيت و جلب مخاطب در مقابل هم قرار دارند".

جشنواره تريبکا که برای احيا کردن منطقه پائينی منهتن نيويورک، محل حملات ۱۱ سپتامبر به برج های دوقلوی تجارت جهانی، در سال ۲۰۰۲ تاسيس شد، از آن زمان به طور مداوم با موفقيت فعال بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 21:44  توسط مهدی  | 

معرفی فیلمی از پدرو آلمادووار به اسکار

آلمادووار و کروز
آلمادووار و بازیگرش در فیلم "بازگشت" پنه لوپه کروز
"بازگشت" آخرین فیلم پدرو آلمادووار کارگردان مشهور اسپانیایی، از سوی سینمای اسپانیا به آکادمی اسکار برای نامزدی بهترین فیلم خارجی معرفی شد.

از میان فیلم های که آکادمی های سینمایی کشورهای مختلف به کمیته اسکار معرفی می کنند در نهایت پنج فیلم برای جایزه بهترین فیلم خارجی سال نامزد و به اعضای آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا برای رای گیری نهایی معرفی می شوند.

بازگشت (Volver) که نه تنها با استقبال بسیار گرم منتقدان بلکه با اقبال تماشاگران سینما نیز روبرو شده داستان مادری با بازیگری پنه لوپه کروز بازیگر محبوب آلمادووار است که مادرش از دنیای مردگان نزد او بازمی گردد و آن دو با يکديگر خاطرات آزار دهنده کودکی وی را مرور می کنند.

این فیلم آلمادووار پنجاه و چهار ساله که شانزده فیلم در کارنامه خود دارد، به تازگی جایزه بهترین فیلم پنجاه و چهارمین جشنواره سن سباستين اسپانيا را ربوده است.

همین فیلم بهار گذشته در جشنواره کن جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد و دراتفاقی کم سابقه در جشنواره ها، جایزه بهترین بازیگر زن به همه شش بازیگر زن این فیلم تعلق گرفت.

آلمادووار در افتتاحیه جشنواره کن پنجاه وهفتم
آلمادووار با خاطره قربانیان واقعه بمب گذاری در قطار مادرید جشنواره کن را افتتاح می کند

آلمادووار به عنوان یکی از برترین کارگردان های اسپانیا شناخته شده است، جایی که کسانی چون لويی بونوئل، کارلوس سائورا وآلخاندرو آمنه بار را به سینمای جهان عرضه کرده است.

زندگی و فیلم ها

پدرو آلمادووارکابارلو در بیست وچهارم سپتامبر سال 1949 در خانواده ای کارگری در شهرکی در شرق اسپانیا متولد شد.

خانواده وی هنگامی که هشت سال داشت به شهر نقل مکان کردند و او این شانس را داشت که به مدرسه برود اما این مدرسه مذهبی با روحیه وی چندان جور در نمی آمد.

او شاهد بدرفتاری در این مدرسه مذهبی بود، تجارب وی ازتحصیل در این مدرسه در فیلمش تربیت بد نمود یافته است.

در سن شانزده سالگی سرانجام از مدرسه مذهبی بیرون آمد و به مادرید تحت حکومت ژنرال فرانکو رفت.

پوستر فیلم زنان در آستانه فروپاشی عصبی
پوستر فیلم تحسین شده زنان در آستانه فروپاشی عصبی

در آنجا به مشاغل بسیاری از جمله دستفروشی برای گذران زندگی روی آورد و سرانجام کاری در اداره مخابرات اسپانیا برای خود دست و پا کرد و دوازده سال در آنجا تحت استخدام بود.

او با حقوق خود اولین دوربین فیلم برداری خود را خرید: یک دوربین سوپر هشت میلیمتری.

در سالهای بعد با گروه های سینمایی و تئاتری مادرید دمخور شد و سرانجام تصمیم گرفت به فیلمسازی روی آورد.

او اولین فیلم های کوتاه خود را در اوایل دهه هفتاد با همان دوربین سوپر هشت خود ساخت و پس از مدتی به روزنامه نگاری روی آورد و برای مجلات بسیاری نوشته های طنز یا مقاله و داستان نوشت که برخی از آنها مانند مجله استار در زمره مجلات محبوب اسپانیا محسوب می شدند.

آلمادووار عضوی از جنبش روشنفکری مادرید (La Movida Madrileña) محسوب می شد که در پایان دوران دیکتاتوری فرانکو و پس از آن تاثیر بسیاری در فرهنگ اسپانیا برجای گذارد.

وی در این دوران فعالیت های روزنامه نگاری خود را توسعه داد و درهمین حال ازخوانندگی راک گرفته تا تهیه کنندگی تلویزیون به کار پرداخت.

اولین فیلم آلمادووار در فضای پس از سقوط دیکتاتوری فرانکو په پی، لوسی، بوم و سایر زنهای روی تپه در سال 1980 به نمایش درآمد که بر اساس کتاب مصور محبوب خودش با نام انتخابات عمومی ساخته شد.

پوستر فیلم همه چیز در باره مادرم
پوستر فیلمی که شهرت آلمادووار را دو چندان کرد:همه چیز درباره مادرم

استقبال از این فیلم سبب شد تا آلمادووار به فکر تاسیس استودیوی تهیه فیلم مستقل بیافتد.

همه چیز در باره مادرم

استودیوی دیزایر پنج سال بعد تاسیس شد و نه تنها تهیه فیلم های وی را برعهده گرفت بلکه نسل تازه ای ازکارگردان های خلاق اسپانیا از جمله مونیکا لاگوانا، ایزابل کویزت و دانیل کالپارسورو را نیز معرفی کرد.

لابیرنت عشق دومین فیلم آلمادووار در برگیرنده مضمون اصلی فیلم های او تاکنون است:
زنان تنها، روابط جنسی غیرعادی و مکاشفه در روانشناختی شخصیت ها.

شهرت جهانی آلمادوواردر سال 1986 با فیلم قانون اشتیاق آغاز شد که داستانی درباره زندگی دو برادر دوقلوست، تنها فیلم آلمادوار که یک زن شخصیت اصلی داستان فیلم او نیست.

یک سال پس از آن با فیلم زنان در آستانه فروپاشی عصبی در جشنواره کن حضور یافت که موفقیتی چشمگیر برای وی در جشنواره کن و سایر جشنواره ها در پی آورد.

پس از آن فیلم های ببندم، بازم کن (1989)، پاشنه های بلند (1990)، کیکا (1993)، گلی برای راز من (1995) و درندگی زنده (1997) یکی پس از دیگری با استقبال گسترده منتقدان، جشنواره ها و تماشاگران در اروپا روبرو شدند.

دامنه شهرت پدرو آلمادووار با فیلم همه چیز درباره مادرم به آمریکا نیز کشیده شد و فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی سال2000 شد.

همه چیز درباره مادرم در باره مادری است که دفتر خاطرات پسر از دست رفته اش را مرور می کند او برای یافتن پدر فرزندش به بارسلون بازمی گردد، پدر تغییر جنسیت داده و خود مبتلا به ایدز است.

بازگشت فیلمی از آلمادووار
نمایی از فیلم"بازگشت" آخرین فیلم آلمادووار

بازگشت که هم اکنون برای انتخاب به آکادمی اسکار معرفی شده شانزدهمین فیلم پدرو آلمادووار است که علاوه بر سینما در زمینه تئاتر هم فعال بوده است.

این فیلم هفته گذشته جایزه انجمن بین الملی منتقدان فیلم (فیپرچی) را طی رای گیری از 350 عضو آن در سراسر جهان دریافت کرده بود.

اعضای آکادمی اسکار دو بار آلمادووار را برگزیده اند یک بار در سال 2000 برای فیلم مشهور همه چیز درباره مادرم که جایزه بهترین فیلم خارجی را گرفت و دومی در سال 2002 برای فیلم با او حرف بزن که جایزه بهترین فیلمنامه اصلی را به خود اختصاص داد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 0:55  توسط مهدی  | 

راز لبخند ژوکوند: 'مونا ليزا آبستن بوده است'

ژوکوند
تابلوی موناليزا که اصل آن در اختيار موزه لوور پاريس است، معروف ترين تابلوی تاريخ نقاشی غرب به شمار می رود
بنا به پژوهشی تازه لبخندی که بر لبان مونا ليزا نشسته يا به خاطر آنست که او باردار است و يا اينکه به تازگی بچه ای به دنيا آورده است.

دانشمندان کانادايی به کمک اشعه ليزر موفق شده اند تصويری سه بعدی از تابلوی معروف لئوناردو داوينچی تهيه کنند.

با مطالعه دقيق تابلو و کشف لايه های زيرين آن، گفته شده است مونا ليزا جامه ای به تن دارد که زنان حامله و يا فارغ از زايمان به تن می کرده اند.

اين تحقيق همچنين نشان می دهد که تابلو در طول 500 سال آسيب چندانی نديده است.

فراسوی سايه های تيره

هيئتی از مرکز پژوهش ملی کانادا اجازه داشتند بر اصل تابلو که به موزه لوور تعلق دارد کار کنند.

با مطالعه دقيق ليزری، بخش های تيره و ناشناخته تابلو کشف شده است: مانند مد لباس موناليزا و فرم گيسوی او.

با پژوهش اخير روشن شده است نوع بالا تنه ای که مونا ليزا به تن دارد، در قرن شانزدهم ميلادی مخصوص زنان حامله بوده و يا زنانی که تازه از بستر زايمان برخاسته اند.

اين جزئيات تا کنون شناخته نبود، زيرا در سايه های تيره تابلو فرو رفته بود.

درباره هويت زن گفته شده است که او همسر بازرگانی از اهالی فلورانس به نام فرانچسکو دل جوکوندو بوده است.

رازهای ديگر

داوينچی سفارش نقاشی اين اثر را بين سالهای 1503 و 1506 دريافت کرد اما آن را به موقع تحويل نداد و چند بار آن را عوض کرد.

درباره اين اثر هنوز رازهايی باقی است از جمله اين که معلوم نيست اين تابلو چگونه پديد آمده است.

شگردهای شيوه نقاشی مات يا به اصطلاح دودآلود داوينچی هنوز کاملا روشن نشده است.

به گفته کارشناسان داوينچی با ابزارها و رنگهای خود، سبک تازه ای ابداع کرده بود که اجزای تصوير در عين ظرافت و هماهنگی، مشخص و برجسته ديده می شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:30  توسط مهدی  | 

حراج تابلوی نقاشی منسوب به هيتلر

تابلو
چندين اثر نقاشی به رهبر رايش سوم نسبت داده می شود اما در اصالت تمام آنها ترديد وجود دارد
يک تابلوی نقاشی که به آدولف هيتلر نسبت داده می شود، در حراجی در شهر کوچکی در جنوب غربی انگلستان به فروش رفت.

نوزده تابلوی آبرنگ و دو طراحی از طرف بنگاه حراجی بلژيکی به فروش گذاشته بود. بنگاه عقيده دارد که آثار ياد شده را در خانه ای روستايی در بلژيک کشف کرده است.

اين 21 اثر روی هم به قيمت حدود 223 هزار دلار به فروش رفت، که از مقدار برآورد شده بالاتر بود.

بنگاه حراجی اطمينان دارد که اين آثار را آدولف هيتلر نقاشی کشيده است.

هيتلر در زمان جنگ جهانی اول سرباز بود و در بلژيک خدمت نظام انجام می داد.

ترديد در اصالت آثار

تابلوهای منسوب به هيتلر مناظری از زندگی روستايی را نشان می دهند.

از اصل و نسب اين کارها اطلاعات دقيقی در دست نيست.

پيش از اين نيز يک تابلوی منسوب به هيتلر به فروش رسيده است. اين واقعيتی مسلم است که هيتلر در جوانی نقاشی می کرده است اما در اعتبار تمام آثار منسوب به او ترديد جدی وجود دارد.

بيشتر گالری های معتبر از خريد و فروش آثار منسوب به هيتلر خودداری می ورزند، به دو دليل: يکی آنکه بيشتر آثار منسوب به هيتلر ارزش هنری ندارند، و ثانيا هنردوستان کسب سود از آثار منسوب به رهبر نازيان را امری نادرست می دانند

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:28  توسط مهدی  | 

تجليل از جولی آندروز

جولی
چهره و صدای جولی اندروز در فيلمهای شاد مری پاپينز و "اشکها و لبخندها" فراموش نشدنی است
انجمن بازيگران سينما با اعطای جايزه ويژه بزرگداشت دستاوردهای هنری، از جولی اندروز بازيگر نامی سينما تجليل به عمل می آورد.

جولی آندروز که اکنون ۷۰ سال دارد، در طول بيش از ۴۰ سال از ستاره های محبوب تئاتر و سينما بوده است.

جولی آندروز با ايفای نقش اصلی در اجرای صحنه ای موزيکال معروف بانوی زيبای من، به شهرت رسيد.

اما در برگردان سينمايی اين اثر، نقش اصلی به اودری هيپبورن داده شد.

جولی آندروز پس از موفقيت در صحنه تئاتر از انگلستان به هاليوود رفت و به سال ۱۹۶۴ در اولين فيلم سينمايی خود به نام "مری پاپينز" شرکت کرد که محبوبيت زيادی کسب کرد و برای خانم آندروز يک اسکار به ارمغان آورد.

شهرت او با آوازخوانی شاد و سرزنده او در فيلم سينمايی "نوای موسيقی" (که در ايران به نام اشکها و لبخندها به روی پرده آمد) به اوج رسيد.

او پس از آن در فيلمهای زيادی بازی کرد و حتی در فيلم "ويکتور - ويکتوريا" در نقش مرد ظاهر شد.

جايزه انجمن بازيگران سينما در 28 ژانويه 2007 در لوس انجلس به خانم اندروز تقديم خواهد شد.

خواننده ای صدای آسيب ديده

جولی آندروز بيشترين شهرت خود را مديون صدای گيرا و دلنشين خود بود که به ويژه در اجرای ترانه های شاد و زنده بی نظير بود.

اما از سال ۱۹۹۷ او صدای او با مشکل جدی روبرو شد و ناگزير شد چند سال آوازخوانی در فيلم و صحنه را کنار بگذارد.

اما پس از چند عمل جراحی بر تارهای صوتی و با تمرين های زياد از سال ۲۰۰۴ دوباره موفق به آواز خوانی شد.

جولی آندروز در انگلستان تولد يافته و در لندن بزرگ شده است. او با بليک ادواردز کارگردان سينما که با فيلمهای کمدی شهرتی به سزا دارد، ازدواج کرده است.

خانم آندروز به خاطر دستاوردهای هنری و فعاليت های بشردوستانه اش در سال ۲۰۰۰ به عنوان "بانوی شايسته بريتانيای کبير" لقب گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:27  توسط مهدی  | 

مدونا از 'مصلوب کردن' خود، دفاع کرد

مدونا
کنسرت مدونا، پرفروش ترين برنامه ای است که توسط يک هنرمند زن اجرا می شود
مدونا بار ديگر از بازسازی به صليب کشيدن مسيح بر صحنه تور دور دنيايش دفاع کرده است.

گروه های مذهبی نسبت به اين بخش از برنامه او معترض هستند و شبکه تلويزيونی ان بی سی آمريکا نيز هنوز تصميم نگرفته تا صحنه های مربوطه را در پخش تلويزيونی اين کنسرت در ماه نوامبر بگنجاند.

مدونا با انتشار يک بيانيه گفته است: "اين کار تفاوتی با به گردن انداختن يک صليب ندارد. اجرای من نه ضد مسيحی است، نه موهن يا کفرآميز".

هنرمند ۴۸ ساله موسيقی که به ملکه پاپ شهرت دارد افزوده است: "اين تقاضای من از مخاطبانم است تا نوع بشر را به کمک به يکديگر ترغيب کنند".

او ادامه می دهد: "از صميم قلبم معتقدم اگر مسيح امروز زنده بود، همين کار را می کرد".

قطعه ای از کنسرت او که در آن مدونا به صليب کشيده شده و تاجی از خار بر سر دارد مجادلاتی را در چند کشور به دنبال داشته است.

'کفر'

رهبران مذهبی مخالفت خود را با اين اجرا ابراز کرده اند. به گفته مدونا اين کنسرت در راستای تلاش برای کمک به سازمان های خيريه ای است که در زمينه بيماری ايدز فعالند.

رهبران کليسای ارتودوکس روسيه و کاتوليک اين صحنه را کفرآميز خوانده اند.

ارسيليو تونينو، کاردينال واتيکان که با مجوز پاپ سخن می گفت اين کنسرت را "چالش کفرآميز با ايمان" و "بی حرمتی به صليب" تعبير کرده است.

او همچنين خواستار طرد مدونا شده که خود در خانواده ای کاتوليک بزرگ شده است.

رهبران مسلمان و يهودی نيز قبل از اجرای کنسرت مدونا در رم به مخالفت با آن پرداخته بودند. با اين حال کنسرت مدونا همراه با قطعه مورد بحث به اجرا در آمد.

اين کنسرت با موفقيت در کشورهای مختلف جهان در حال اجراست. هرچند هنوز ارقام قطعی مشخص نيست، اما به گفته مدير اين تورها، تاکنون يک ميليون و دويست هزار نفر در شصت کنسرت مدونا شرکت کرده و نزديک به دويست ميليون دلار نصيب اين خواننده کرده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:26  توسط مهدی  | 

دو فيلم کوتاه از افغانستان در جشنواره ونيز

سينماگران افغان در محوطه برگزاری جشنواره ونيز
اين نخستين حضور سينماگران افغانستان در جشنواره ونيز است
نمايش دو فيلم کوتاه از افغانستان در شصت و سومين جشنواره فيلم ونيز و استقبال از آن در محافل سينمايی در ايتاليا را می توان جزو رويدادهای نادر سينمايی امسال به شمار آورد.

فيلم داستانی مامه به کارگردانی محمد حيدری و فيلم مستند بودا، دخترک و آب ساخته غلامرضا محمدی در روزهای پايانی اين جشنواره بين المللی، در بخش جانبی "زنان و آفريقا" به نمايش درآمد.

در بخش جانبی "زنان و آفریقا"، مجموعاً 10 فيلم کوتاه و بلند به نمایش در آمد. اين فيلمها متعلق به کشورهای تونس، سنگال،مراکش و الجزایر، مصر، آمریکا و افغانستان بودد.

فیلم کوتاه "روزهای قشنگ" (Les Beaux Jours) ساخته مریم ریویل از تونس (محصول مشترک تونس و فرانسه) جایزه ویژه شهر ونیز را که به این بخش جانبی فستیوال تعلق می گیرد، از آن خود کرد.

اگرچه تا کنون شماری از آثار سينماگران افغانستان حضور بين المللی داشته اند، اما اين نخستين حضور افغانستان در جشنواره سينمايی ونيز به شمار می آيد.

جشنواره بين المللی فيلم ونيز که سابقه ای طولانی در عرصه سینما دارد، نخستین بار در سال ۱۹۳۲ برگزار شد.

این جشنواره سالیانه که در شهر تاریخی ونیز در شمال ایتالیا برگزار می شود، در کنار جشنواره های بین المللی چون کن و برلین از مهمترین رخدادهای سینمایی سال در جهان به شمار می رود.

داستان و محتوای فيلمها

فيلم کوتاه مامه داستان يک دختر خردسال يتيم است که در مغاره های اطراف محل پيکر بودا در باميان (در مرکز افغانستان) همراه با مادر کلان پير خود زندگی می کند.

مادر کلان که در حالت بيماری لحظات آخر عمر خود را می گذراند، از نواسه اش عذرخواهی می کند که نتوانسته در زندگی کاری برایش انجام دهد.

اما دخترک تلاش می کند راهی برای درمان بيماری مادر کلان بيابد. او به امامزاده محل می رود و در صحنه ای ديگر در مقابل جای خالی پيکره بودا که توسط طالبان تخريب شده است، برای سلامتی او دعا می کند.

فيلم با مرگ مادر بزرگ پير و پايان اميدهای دخترک، که با تزلزل باورهای او همراه است، به پايان می رسد.

در فيلم مستند بودا، دخترک و آب دختری خردسال به تصوير کشيده می شود که در دل يکی از کوههای باميان با خانواده اش زندگی می کند.

او مجبور است برای تهيه آب آشاميدنی خانواده هر روز با طی فاصله زيادی خود را به چشمه نزديک محل پيکر بودا برساند. در نمای آخر اين فيلم، تصوير يک پياله چای در دستان پينه بسته دخترک حاصل رنجهای او را به نمايش می گذارد.

محمد نقی احسانی سازنده هر دو فيلم می گويد، در اين فيلمها از کسانی استفاده شده که هيچ سابقه بازيگری در فيلم و يا تصوری از سينما نداشته اند.

به گفته وی، يکی از عوامل موفقيت اين فيلمها، که در نهايت باعث معرفی آنها به جشنواره ونيز شد نيز، همين نکته بوده که در آنها "نابازيگران" شخصيت واقعی خود را به نمايش گذاشته اند.

نگاه منتقدان

ونيز
شرکت کنندگان افغان، در جشنواره ونيز جايزه ای به دست نياوردند اما آثار شان مورد توجه منتقدان قرار گرفت
مامه و بودا، دخترک و آب اگرچه نتوانستند جوايزی را در جشنواره به دست آورند، اما چند ويژگی مهم باعث شد تا اين دو فيلم کوتاه مورد توجه منتقدان خارجی و اهالی سينما قرار گيرند و برنامه نمايش آنها در رم و چندين شهر مهم ديگر ايتاليا به اجرا درآيد.

گفته می شود نوع نگاه در فيلمها و سادگی و در عين حال بکر بودن روايت و صحنه های فيلم يکی از مشخصه هايی بوده که اين فيلمها را به جشنواره ونيز رسانده است.

در فيلم مامه نوعی برخورد انتقادی با هنجارهای سنتی مشاهده می شود. دخترک وقتی می بيند راه حل استاد قرآن برای درمان مادر کلانش، يعنی حفظ چند سوره از قرآن مؤثر واقع نمی شود، تصميم می گيرد درس قرآن را ترک کند.

ذهن کنجکاو دخترک در اينجا به نوعی تقابل دو پديده سنت و مدرنيسم را به تصوير می کشد. رويه ديگر سکه که جنگ است، نيز در چندين صحنه ناخودآگاه ذهن بيننده را به سوی آثار و تبعات اين پديده می کشاند. مادر کلان در يک صحنه در قبرستانی برای دختر قصه کشته شدن پدر و مادرش را بازگو می کند.

در مستند بودا، دخترک و آب نيز همين نوع نگاه مشاهده می شود و راهی را که دخترک برای تهيه آب تا چشمه ای در کنار محل پيکر بودا هر روز طی می کند، رنجی را که روستانشينان در دل کوههای مرتفع در قلب افغانستان می کشند، به تصوير می کشد.

فرانچسکو کافری از دست اندرکاران فستيوال ونيز اين دو فيلم را "کوتاه اما فوق العاده" توصيف می کند که علیرغم اين که با دوربينهای آماتور تهيه شده اند، "از تصويربرداری زيبا و ريتم عالی برخوردار هستند".

بازتاب در رسانه ها

بازتاب رسانه ای حضور فيلمسازان افغان در جشنواره ونيز
روزنامه رپوبليکا اين دو فيلم را کوتاه اما پرمحتوا می داند که واقعيتهای تلخ زندگی در افغانستان جنگ زده را به تصوير کشيده است
شرکت دو فيلم از افغانستان و حضور سه فيلمساز جوان افغان در جشنواره ونيز بازتاب گسترده ای در رسانه های ايتاليا داشته است.

در کنار گزارشهای صوتی و تصويری، همزمان با برگزاری جشنواره، چندين نشريه و روزنامه در اين کشور به اين فيلمها و در کنار آن به وضعيت فيلم و سينما در افغانستان پس از طالبان پرداخته اند.

روزنامه رپوبليکا اين دو فيلم را کوتاه اما پر محتوا می داند که واقعيتهای تلخ زندگی در افغانستان جنگ زده را به تصوير کشيده است.

کريستينا کونتينتو روزنامه نگار ايتاليايی در نشريه کورير آلپی کار اين فيلمسازان جوان را در کشوری که به گفته وی تخريب تنديسهای بودا جشن گرفته می شود، به مثابه اشکهايی می داند که "با قدرت و توانايی تصاوير و موسيقی همراه است".

وی در پايان مقاله اش فيلم مامه را بدون کلمات به نوشته های هرمان هيسه، خالق رمان معروف گرگ بيابان، تشبيه می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:25  توسط مهدی  |